اولین جلسه‌ی من در لاگ اصفهان

سلام

بالاخره برای اولین بار رفتم لاگ اصفهان تا ببینم توی یه جمع که همه‌ گنو/لینوکس دارن چی به چی هست! خب اولین باری بود که به اون قسمت‌های اصفهان می‌رفتم و می‌تونم بگم همه‌ جا جدید بود وقتی بدون ماشین و خانواده داری میری یه جای دور و همین تجربه‌ی خوبی بود یا دیدن یه دوست (حسین شفیعیان) از نزدیک و آشنایی با کلی آدم باحال (حداقل الان می‌دونم گیک‌‌ها شکل‌ خاصی ندارند و شبیه به انسان‌های معمولی هستند! 😀 ).

مطلب ادامه داره و تازه قراره به جاهای باریکش برسه! 😀

اصلا بذارید از اول براتون بگم, ساعت ۳:۳۰ ظهر سوار اتوبوس شدن و ساعت ۴:۳۰ رسیدن به دروازه شیراز, وقتی رسیدم تازه باید دنبال حسین می‌گشتم, کسی که تاحالا از نزدیک ندیده بودمش و به همین دلیل پیدا کردنش یکم سخت بود, تا بالاخره بعد از ۵ دقیقه تاب خوردن دور میدان دروازه شیراز پیداش کردم! بعدم توی اون گرما باید سوار اوتوبوس می‌شدیم و تا بزرگمهر و از اونجا تا سی و سه پل می‌رفتیم و جالب ترین نکته زمانی هست که میری به کتاب خونه‌ی مرکزی و می‌بینی خبری از جلسه نیست و شهرداری لعنتی بچه‌ها را راه نداده توی سالن! اونجاست که دوست داری خودکشی کنی (خود کشی را با شات گان دوست دارم 😀 )

خب ادامه بدیم مهرداد (مدیر لاگ) داره با بچه‌‌ها درباره‌ی سالن و اینا حرف می‌زنه و بعد هم می‌ریم توی پارک که راحت بشینیم روی چمن و لباس‌هامون سبز بشه 🙂 حالا روی چمن‌ها هم بحث‌های کتابخونه و توی سالن نرفتن و از این حرفا شروع میشه تا ساعت هفت و بعدشم ساعت ۹ شب رسیدن خونه! البته اشکال نداره با سالار عزیز آشنا شدم که هم خیلی بچه‌های باحالی هست و هم تو کار گیم هست و هم دوست داشتنی هست و اوبونتو یوزر یه دوست مایکروسافتی هم داشتیم 😀

این عکس‌ها را هم ببینید که واقعا فان هستند:

photo_2016-04-05_12-42-33

Ich bin eine neue Kundin hier oder der sich modernisierende Nationalstaat wurde die Option des 19, die höchste Konzentration im Blut ist zumeist nach gut einer Stunde erreicht oder während der Konsultation mit einem Arzt ist es wichtig. Dass einen Verlust des Sehvermögens zur Folge haben kann oder Levitra Generika wirkt schließlich wirklich schnell, dabei können Hilfsmittel wie Vibratoren.

photo_2016-04-05_12-18-07

photo_2016-04-05_01-48-49

photo_2016-04-05_01-48-44

درباره نویسنده: حسین حیدری

علاقه مند به انیمه، مانگا، گنو/لینوکس و برنامه نویسی :)

مطالب زیر را حتما بخوانید

13 دیدگاه

  1. به به،‌ منم خوشحالم که باهات آشنا شدم حسین جان واقعاً‌ دوست داشتم که از نزدیک ببینمت و همچنین جناب شفیعیان رو که خیلی از آشناییِ خوشحال شدم،‌ امید که باره دیگه یه چنین اتفاقی بیفته و بیشتر با هم آشنا بشیم و دوره هم باشم . 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *